بخواي نخواي دوست دارم خيلي زياد...............................
مي نويسم واست از لحظه هام تو اون لحظه اي كه تو رو ميخوام
گوش كن به من ببين دست من مهتاج به دستتن واسه با تو بودن
سفيده دفترم بزن نقشي از سايه يه زن كه اومده از قصه ها ميمونه تو خيال من
تاريك صفحه دلم جدايي قسمت منه روز رسيدن به تو فرصت عاشق شدنه
غروب لحظه هاي من پاييز دلگير و غم از چشماي قشنگه تو هرچي كه ميخونم كمه
ميسپرمت به سرنوشت شايد تو صفحه سياه سپيده روشن ماه دفترم من بشي
امشب با خودم ميشم دو نفر يكي كمه تو ميدوني كه اون كيه از ميون اين همه
همه آدمها به كنار واسه من تو يه طرف تو مرواريد من شدي وقتي نشستي تو صدف
خيال تو هر دفعه به قلب من سر زده قلبم مثل پرنده اي به هر طرف پر زده
اگه ديدي خسته ام در نمياد صدام با تو پر از عشق بودم اما حالا تنهام
گريه شده تسكين واسه منه غمگين تو كجايي تو بيا حال و روز منو ببين
ببين چقدر تنهام آره توي شبهام عكس تو تو ذهنم تصوير غمهام
ورقه آسمو رو ميكنم ببين ببين تك دل من تويي بيا كنارم بشين
از ميون اين همه آدمهاي روي زمين دلم ميخواد من و تو يكي باشيم فقط همين

بخواي نخواي دوست دارم
بياي نياي منتظرم
بگي نگي دق ميكنم اگه تو تنهام بذاري
بگي نگي چند وقته كه دلتنگي هام زياد شده
كاشكي تو گرمهاي نگاهت بغض يخيمو بشكنم
حس بكنم كه عاشقم شايد كه باورت كنم
تو لحظه هاي خسته گيم سر روي شونه ات بذارم
تو اوج بي كسيم نياي به گريه عادت ميكنم






